"سلام"
دوستان عزیز خوشحال میشم بفرمایید که کدامیک از رباعی های زیر بیشتر نظرتون رو جلب کرد...ممنون

گر هدیه ی قابلی ندارم در دست
یک شاخه ی گل برای تقدیم که هست
اما پدر عشق بسوزد که تو باز
گفتی به افاده خواب دیدی خیر است...!
ما مثل دو بال یک کبوتر بودیم
چون شاخه ی سبز یک صنوبر بودیم
هر چند جدا شدیم از یکدیگر
ایکاش که خواهر و برادر بودیم

از چشم رقیب من شرر میبارد
در باغ سحر زخم تبر می کارد
او عاطفه ی مرا هوس نام گذاشت
کافر همه را به کیش خود پندارد
ای دوست نصیب ما غم و درد مکن
ما را ز حریم خویشتن طرد مکن
باران عطش ببار بر ما اما
محتاج به دستهای نامرد مکن
***
نوشته شده توسط رضا حساس در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 10:12 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

پارمیس اسم دخترمه.البته پارمیس یادآور خاطرات روزهای طلایی عمرم در آژانس تلفنی به همین اسمه که هیچوقت تکرار نخواهد شد.وقت بخیر پارمیس...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY